![]() |
آخه مگه چند سال زنده هستیم که به احساسمون اهمیت نمی دیم؟!
و اونا قربانی منطق می کنیم ؟
ما انسانها با اجرای منطق خودمون تا حالا مگه به کجا رسیدیم؟!
اینقدر قرق قراردادهای مادی شدیم که حتی خودمان را هم فراموش کردیم
دیگه حتی به حرف دل خودمون هم گوش نمی دیم
آدم به عشق زندست . و با رسیدن به آرامش روحی احساس خوشبختی میکنه
خدا نکنه که رسیدن به این آرامش را با مسائل مادی و منافع شخصی درگیر بشه
دیگه نمی شه اسمشا گذاشت آرامش؛ اصلا هر چیزی با قرار دادهای مادی قاطی بشه
خراب میشه چون اون موقعه دیگه نفع شخصی مطرحه
اگه آدم بخاطر منافع خودش به دیگران خوبی کنه دیگه هیچ لذتی از خوب بودن نمی بره
و همواره در انتظار دیدن جواب خوبیهاشه
میگن باید محبت کرد بدون این که توقع از کسی داشته باشی
وقتی که مهربانی دیگران را دوست داری در درجه اول خود انسان راحته چون دیگه دلیلی
برای حسادت وجود نداره . خوشحال میشی از خوشحالی دوستاش
تو یه کتابی خوندم حسادت باعث پیری زود رس سلولهای بدن میشه
و باعث میشه محبتهایی که قراره در آینده نسیب ما بشه از بین بره
همیشه آدمای که بفکر دیگران هستن همه را دوست دارند لذت واقعی را از زندگی می برند
لذت واقعی داشتن امکانات مادی نیست اگه این باشه که ثروتمندان بالاترین آرامش را باید داشته باشن
ما همه سعی می کنیم به آرامش برسیم و برای رسیدن به اون تلاش میکنیم و حسابی هم به
بی راه میریم بعد شم می فهمیم که اشتباه کردیم . چون معنی واقعی آرامش را نفهمیدم و اونا تو چیزهای
دیگری جستجو کردیم
راه مستقیم رسیدن به آرامش خیلی سادست .فقط مهربان باشیم خدا را به معنای واقعی دوست داشته باشیم
رسیدن به این عشق حاصل نمی شه مگر با دوست داشتن بندگان خدا
ای عزیزی که میگی تو زندگی باید منطقی بود .اره درسته . فراموش نکنید بعضی وقتها منطق حسابی ادما
به بی راهه میبره و آدم تو ساییه منطق کلی اشتباه میکنه به نظر من باید با انصاف بود. تو همه مسائل
فقط به دنبال نفع شخصی هم نبود باید به دیگران هم اهمیت داد آن وقته که خدا از اونجایی که فکر شم نمی کنیم
کمکمون میکنه چون از آینده خبر نداریم چرا باید قصهٌ آینده را بخوریم که هنوز نیومده
آدم باید دلشا به دریا بزنه تو راه درست قدم برداره و خداهم حتما کمکش میکنه ما فقط یه موجود مادی نیستیم
که فقط همه چی را از بعد مادی نگاه کنیم شرایط هر چقدر هم سخت باشه باز خدایی هم هست که مارا
خیلی دوست داره
هرآنکه جانب اهل خدا نگهدارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد
حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد
بشون نکته که خود زار غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی
آخر آلامرگل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی