تبليغاتX
چشم دل بگشا
 

به خدا عشق بورز نه به دلیل موهبتهایی که به شما اعطاکرده است

بلکه به دلیل آن که به خدامتعلق هستید و خدا شما را به تمثال خود آفریده

است اگر عمیق به خدا رو کنید چنان عشقی بر شما نازل می شود که

زبان هیچ انسانی یارای شرح آن را ندارد

آنگاه عشق الهی را خواهید شناخت و قادر خواهید بود آن هدیه

مقدس را به دیگران ببخشیدعشق حقیقی الهی است و عشق الهی سرور

محض است هرچه بیشتر به خدا روی آورید و او را با تمنایی سوزان طلب

کنید عشق الهی را بیشتر در قلب خود احساس خواهید کرد انگاه در می یابید

که عشق عین سرور است و سرور خداست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 21:12  توسط مسا فر  | 

 

امشب میشمارم ستارهای اسمان شهر مان را یک دو سه .......

هوا ابرآلود است ماه تنها ی آسمان هم به سختی دیده میشود

درست مثل دل من که پشت ابرهای سیاه غم پنهان شده

و تنها تر از همیشه به آرامی میگرید

شب است و همه جاتاربک است مثل را ه گذشته و اینده

گذشته که با ناله ای سرد زمستان هم گام بوده و همیشه در حسرت یه روز بهاری

روزرا به شب کرده و اسیر شبهای سرد بی کسی بوده

یاد لحظات تنهای کودکی که همیشه در حسرت آغوش گرم مادر سپری شد

و تحمل بی مهری های روزگار دل کوچشکش را همیشه درد الود میکرد

و این که باید به تنهای از راه پر فراز و نشیت زندگی میگذشت

درد ش را دو چندان میکرد

حال امروز اون سالهای تنهای سپری شده زخمهای زیادی دلش را پاره پاره کرد

خسته تراز همیشه به راهش ادامه میده تنها می افته و تنها بلند میشه

باز میره.. دیگه این پرنده خسته شده دیگه توان ادامه راه را نداره.

خیلی دوست داشته که عاشق واقعی بشه عاشق اون کسی که تنها پنهاگاه همه

بی پناه هاهست دوست داره اونا بفهمه درکش کنه و با تمام وجود لمسش کنه

بفهمه که تو تمام این راهها تنها نبوده کسی بوده که دستشاگرفته

تو شبهای تنهایهاش کسی کنارش بود و به حرفاش گوش میداده

و اونا باتمام وجود دوست داشته

بهش یاد داد تمام مدت همه را دوست داشته باشه بدونه هیچ توقعی

گفت که این دنیا گذراست نباید بهش دل بست آدم بلخره تنهامیشه

هیچی و هیچ کس تو این دنیا وفا ندارن این دنیا ارزش هیچی رانداره

کاش میشد یه بار هم شده باهام حرف بزنه ... همیشه کنارمنی بی صدا

امشب باز دلم گرفته فقط یه بار یه بار باهام حرف بزن . همش که من حرف میزنم!؟

پس تو چی؟!    راستی    دوباره زمین خوردم دستمابگیر .............

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 23:6  توسط مسا فر  | 

 

سال نو هم داره میاد باید همه چی نو بشه... همه چی از نو متولد می شه

شورو شادی و طراوت و زیبایی همه جا موج میزنه همه با فرا رسیدن

سال نو خوشحالن وسعی می کنند همه چی را نو و تمیز کنند

ای کاش میشد یکمی وقت کنیم و حال و هوای دلمونا هم نو کنیم

وشروع به خونه تکونی دلامون کنیم وهرچی کینه هست و هرچی. چیزای کهنست

دور بریزیم و بادلی نو و تمیز به استقبال سال جدید بریم

اره حالاوقتشه با نو شدن طبیعت صداقت وپاکی را به دلمون دعوت کنیم

و هرچی دروغ و دورویه از دلمون بیرون کنیم یادمون باشه که حسابی دلمونا تمیز کنیم

تا صداقت و مهربانی مهمان دلمون بشه

ماکه قشنگی را دوست داریم از هرچیز زیباست خوشمون میاد چرا فقط به زیبایی های ظاهری اهمیت میدیم؟

 زیبایی های مهمتری هم هست که یادمون میره به اون هم بها بدیم

درسته که تو دنیای مادی زندگی میکنیم و انسان زیباترین موجود خداوند هست

ولی این انسان وقتی زیباست که دلش قشنگ باشه وقتی زیباست که مهربان باشه

کمی خود خواهی را کنار بزاره اینقدر قرق دنیا نشه

زندگی وقتی قشنگه که بادلی پاک همه را دوست داشته باشیم

این دنیا گذراست یه روزی باید همه چی را بزاریم بریم. چرا چیزای که بدردمون

نمی خوره را فقط جمع میکنیم ؟ یکمی هم باید بفکر توشه راهمون باشیم

اگه وقت کردیم یه بقچه مهربانی صداقت محبت توشه راهمون کنیم اینا هستن که

توراه دستمونا میگیرن و مارا به خدا میرسونند...

نو بهار است برآن کوش که خوش دل باشی که بسی گل بدمد و تودر دل گل باشی

من نگویم با که نشین و باکه بنوش که خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

در بهار هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که زحال دگران غافل باشی

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 22:51  توسط مسا فر  | 

 

آخه مگه چند سال زنده هستیم که به احساسمون اهمیت نمی دیم؟!

و اونا قربانی منطق می کنیم ؟

ما انسانها با اجرای منطق خودمون تا حالا مگه به کجا رسیدیم؟!

اینقدر قرق قراردادهای مادی شدیم که حتی خودمان را هم فراموش کردیم

دیگه حتی به حرف دل خودمون هم گوش نمی دیم

آدم به عشق زندست . و با رسیدن به آرامش روحی احساس خوشبختی میکنه

خدا نکنه که رسیدن به این آرامش را با مسائل مادی و منافع شخصی درگیر بشه

دیگه نمی شه اسمشا گذاشت آرامش؛ اصلا هر چیزی با قرار دادهای مادی قاطی بشه

خراب میشه چون اون موقعه دیگه نفع شخصی مطرحه

اگه آدم بخاطر منافع خودش به دیگران خوبی کنه دیگه هیچ لذتی از خوب بودن نمی بره

و همواره در انتظار دیدن جواب خوبیهاشه

میگن باید محبت کرد بدون این که توقع از کسی داشته باشی

وقتی که مهربانی دیگران را دوست داری در درجه اول خود انسان راحته چون دیگه دلیلی

برای حسادت وجود نداره . خوشحال میشی از خوشحالی دوستاش

تو یه کتابی خوندم حسادت باعث پیری زود رس سلولهای بدن میشه

و باعث میشه محبتهایی که قراره در آینده نسیب ما بشه از بین بره

همیشه آدمای که بفکر دیگران هستن همه را دوست دارند لذت واقعی را از زندگی می برند

لذت واقعی داشتن امکانات مادی نیست اگه این باشه که ثروتمندان بالاترین آرامش را باید داشته باشن

ما همه سعی می کنیم به آرامش برسیم و برای رسیدن به اون تلاش میکنیم و حسابی هم به

بی راه میریم بعد شم می فهمیم که اشتباه کردیم . چون معنی واقعی آرامش را نفهمیدم و اونا تو چیزهای

دیگری جستجو کردیم

راه مستقیم رسیدن به آرامش خیلی سادست .فقط مهربان باشیم خدا را به معنای واقعی دوست داشته باشیم

رسیدن به این عشق حاصل نمی شه مگر با دوست داشتن بندگان خدا

ای عزیزی که میگی تو زندگی باید منطقی بود .اره درسته . فراموش نکنید بعضی وقتها منطق حسابی ادما

به بی راهه میبره و آدم تو ساییه منطق کلی اشتباه میکنه به نظر من باید با انصاف بود. تو همه مسائل

فقط به دنبال نفع شخصی هم نبود باید به دیگران هم اهمیت داد آن وقته که خدا از اونجایی که فکر شم نمی کنیم

کمکمون میکنه چون از آینده خبر نداریم چرا باید قصهٌ آینده را بخوریم که هنوز نیومده

آدم باید دلشا به دریا بزنه تو راه درست قدم برداره و خداهم حتما کمکش میکنه ما فقط یه موجود مادی نیستیم

که فقط همه چی را از بعد مادی نگاه کنیم شرایط هر چقدر هم سخت باشه باز خدایی هم هست که مارا

خیلی دوست داره

هرآنکه جانب اهل خدا نگهدارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد

حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست که آشنا سخن آشنا نگه دارد

بشون نکته که خود زار غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

آخر آلامرگل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 23:36  توسط مسا فر  |